| |
| جمعه 11 فروردین ماه سال 1385 |
| عشق |
|
عشق مثل آدمی است که در لابه لای جنگل ،ناگهان صدایت می زند، با صدایی خوش و دل انگیز و تو محو این صدای دلپذیر و اهورایی می شوی .
طنین این صدا در دلت احساس خوشی هدیه ات می کند و تو دلت می خواهد صاحب صدا را پیدا کنی
و تو یک عمر در این جنگل دنبال صاحب صدا می گردی و پیدایش نمی کنی .
در آخرین لحظه چشمه ای می بینی ، خم می شوی و در آب تصویری می بینی ککه نام تو بر لبش نقش بسته .
ناگهان خودت را می شناسی |
|
| |
| یکشنبه 6 فروردین ماه سال 1385 |
| قلب پسرها |
|
قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی
ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود
و اما...
قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن
یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد...!
البته همیشه استثنا وجود داره و ما دخترا فکر میکنیم که طرف
مقابلمون جز اون استثنا هاست که در بیشتر مواقع می فهمیم اشتباه فکر می کردیم
|
|
| |
| پنجشنبه 3 فروردین ماه سال 1385 |
| وقتی.. |
|
وقتی گریه کردم گفتند بچه ای
وقتی خندیدم گفتند دیوونه ای
وقتی جدی بودم گفتند مغروری
وقتی شوخی کردم گفتند سنگین باش
وقتی حرف زدم گفتند پر حرفی
وقتی ساکت شدم گفتند عاشقی
حالا هم که عاشقم می گویند: گناهه |
|
| |
| سه شنبه 1 فروردین ماه سال 1385 |
| تو |
|
قلبم محکوم شد به شکستن ... غرورم محکوم شد به خرد شدن ...
احساسم محکوم شد به بازی گرفته شدن ... دلم محکوم شد به تیر خوردن ...
چشمانم محکوم شدند به باریدن ... خاطراتم محکوم شدند به فراموش شدن ...
و اما عشقت محکوم شد که اسیر بشود در میان قطره قطره خونم ... در میان جای جای قلبم ...
و در میان تکه تکه های قلب تکه تکه ام |
|
| |
| سه شنبه 1 فروردین ماه سال 1385 |
| بگو از کجا آمده ای |
|
بگو از کجا آمده ای
که چنین بی قرار می درخشی؟
این همه آفتاب در نگاه تو چه می کند؟
بگو از کجا آمده ای؟
تا برای همیشه
چشم به آن سو بدوزم
rose عزیزم عیدت مبارک |
|