جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1385
تا دیروز

 

 تا دیروز فکر می کردم یه دست مهربونی هست که وقتی گریه می کنم اشکامو پاک کنه

تا دیروز فکر می کردم یه دل داغی هست که وقتی دلم داره سرد میشه دوباره داغش کنه

تا دیروز فکر می کردم یه مغز عاقلی هست که وقتی دیگه مغزم کار نمی کنه کمکش کنه

  تا دیروز فکر می کردم یه گوش شنوایی هست که می تونم همه یاحساسمو براش بگم

     تا دیروز فکر می کردم یه دل مهربونی هست که وقتی دلم گرفت دل داریم بده

           تا دیروز فکر می کردم یه نفسی هست که با نفس من نفس می کشه

تا دیروز فکر می کردم یه کوه محکمی دارم که وقتی امیدم نا امید    میشه بتونم بهش تکیه کنم



                  ولی افسوس که امروز دیدم همش یه رویای بچه گانه بود...


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

menu

تیر 1387

ش

ی

د

س

چ

پ

ج

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31

 

 

 

 

آرشیو

بیاتابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم
و خاصیت عشق اینست
کسی نیست،
بیا
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
بیا
ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
بیا
آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا
با من بیکس تنها شده بمان
بیا
.......




شناسنامه کامل من...

counter

تعداد بازدیدکنندگان : 24647


LinK BoXes

c

power by


همه چی داره تو بگو چی نداره