|
بگذار آن باشم
بگذار آن باشم که با تو تا آخرین لحظه زندگی خواهد ماند
بگذار آن باشم که با صداقت با تو درد دل میکند و با یکرنگی و یکدلی زندگی میکند .
جان خواهد داد بگذار آن باشم که دیوانه وار در شهر نام تو را فریاد میزند و آن باشم که برای عشقت:
بگذار همانی باشم که در شادی هایت میخندد و در غم هایت با تو شریک است .
بگذار کسی باشم که به داشتن چینین عشقی مانند تو افتخار کند .
بگذار کسی باشم که وقتی کلمه دوستت دارم را بر زبان می آورد
اشک از چشمانش سرازیر شود .
بگذار همانی باشم که تو میخواهی ، همانی باشم که تو آرزوی آن را داری .
بگذار کسی باشم که با احساس سخن نگوید ، از ته دل دردش را بگوید
و از تمام وجود عاشق و دل شیفته تو باشد .
بگذار کسی باشم که زمان تنهایی اش تو همان تنهایی او باشی
و زمان خوشبختی اش تو همان خوشبختی او باشی
بگذار همانی باشم که با باوری عمیق به تو و زندگی نگاه بیندازد
و با احساسی پاک عاشق قلب مهربان تو باشد .
بگذار همانی باشم که بتوانم ستون های استوار زندگی را با محبت و عشق بنا کنم
تا تو با آرامش با من زندگی کنی .
بگذار همانی باشم که تو در رویاها منتظر او ماندی و به استقبال او رفتی
بگذار کسی باشم که دیگر به جز تو به کسی دیگر نگاه نکند
و تنها تو باشی و قلب مهربانت و یک دنیا عشق در وجودش .
اینک من با تمام وجودم کاری کرده ام و خواهم کرد که هم تو را به آرزویت رسانده
باشم و هم خودم آینده ای خوشبخت را در کنار تو داشته باشم .
بگذار همانی باشم که دوستش میداری و بگذار همانی باشم که برای عشقش جانی خواهی داد
عزیزم ...!
|