شنبه 10 تیر ماه سال 1385
برای خداحافظی خیلی دیر است...!

 

 

فکر می کردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای

که دور دور رفته ای

و اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم

و اشکهای خداحافظی را

برای رسیدن به تو

پا پیش گذاشتم

خودم را قسمت کردم

تو را سهم تمام رویاهایم کردم

انصاف نبود...!

تو که می دانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمت میکنم

پس چرا زودتر از تکیه تکیه شدنم

جوابم نکردی...؟؟

چرا...؟؟؟؟

برای خداحافظی خیلی دیر است...!

خیلی دیر...!

 

 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

menu

تیر 1387

ش

ی

د

س

چ

پ

ج

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31

 

 

 

 

آرشیو

بیاتابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم
و خاصیت عشق اینست
کسی نیست،
بیا
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
بیا
ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
بیا
آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا
با من بیکس تنها شده بمان
بیا
.......




شناسنامه کامل من...

counter

تعداد بازدیدکنندگان : 24643


LinK BoXes

c

power by


همه چی داره تو بگو چی نداره