X
تبلیغات
رایتل

هنوز هستم...!  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1385 در ساعت 10:54 ق.ظ

 

گفتی باید بگردم دنبال دو چشم

دو چشم که ماندنی باشد ٬

دو چشم که وقتی حضورش را خواستم

دیگر در حسرت نگاهش نباشم

و گشتی و گشتی ٬ گشتی و نیافتی

آمدی ٬ پر از دلواپسی .

آمدی و ندیدی ٬

از پیچ جاده که می آمدی آن دو چشم با تو بود

و تو در حسرت داشتنش هیچ چیز را ندیدی .

چشمانت را ببند ٬ حضور را تجربه کن .

آنجا ٬ درست کمی بالاتر از صدا ٬ دو چشم ، نگران دلواپسی های توست ٬

تو را می بیند و لحظه ای نیست که از دلواپسی هایت داستانی برای دل کوچکش نسازد ....

آنها چشمان من است ...

 

 

ÇÏÇãå ãØáÈ

äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ تارا-یاشار ÏÑ æ ÓÇÚÊ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس