دوشنبه 9 مهر ماه سال 1386
باز هم تولدی دیگر...!

 

...1سالل دیگم گذشت و همین طورعمرمون داره میگذره

انگار همین دیروز بود که معلم کلاس اول بابا رو بخش میکرد

وای که چقدر زود گذشت...!

بچه که بودم دوست داشتم زود بزرگ بشم اما حالا...

حالا که مثلا بزرگ شدم دوست دارم بازم همون بجه ی کلاس اولی باشم

همون بجه ی ساده ی... بی دغدغه ی... پر از شادی ...!

.

افسوس....زمانی کودکی را فهمیدیم که بزرگ شده بودیم!

.

.

و حالا تولدم مبارک...!

 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

menu

تیر 1387

ش

ی

د

س

چ

پ

ج

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31

 

 

 

 

آرشیو

بیاتابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم
و خاصیت عشق اینست
کسی نیست،
بیا
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
بیا
ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
بیا
آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا
با من بیکس تنها شده بمان
بیا
.......




شناسنامه کامل من...

counter

تعداد بازدیدکنندگان : 23404


LinK BoXes

c

power by


همه چی داره تو بگو چی نداره