گفتی باید بگردم دنبال دو چشم
دو چشم که ماندنی باشد ٬
دو چشم که وقتی حضورش را خواستم
دیگر در حسرت نگاهش نباشم
و گشتی و گشتی ٬ گشتی و نیافتی
آمدی ٬ پر از دلواپسی
.آمدی و ندیدی ٬
از پیچ جاده که می آمدی آن دو چشم با تو بود
و تو در حسرت داشتنش هیچ چیز را ندیدی .
چشمانت را ببند ٬ حضور را تجربه کن .
آنجا ٬ درست کمی بالاتر از صدا ٬ دو چشم ، نگران دلواپسی های توست ٬
تو را می بیند و لحظه ای نیست که از دلواپسی هایت داستانی برای دل کوچکش نسازد ....
آنها چشمان من است
...
تو را دوست میدارم نمی دانم چرا ،
شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من ،
حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد
یک لحظه طول می کشه تا از یکی خوشت بیاد
یک دقیقه طول می کشه تا یکی رو بپیچونی
یک ساعت طول می کشه تا یکی رو دوست داشته باشییک روز طول می کشه تا دلت برای یکی تنگ بشه
یک هفته طول می کشه تا به یکی عادت کنی
یک ماه طول تا عاشق کسی بشی
اما
................................................................یک عمر طول می کشه تا فراموشش کنی