|
چه ساده
چه ساده یگانه شدیم
چه ساده دل و دینم را به دست تو دادم...!
بی آنکه دیده باشمت یا حتی
شنیدنی در کار باش
بی آنکه...!
نمیدانم
مانده ام از این همه دوری و این همه احساس
مانده ام از کجای این بی سو آمدی
دیگر هیچ نمیدانم
جز اینکه
هر چه از دلم می خروشد و از نگاهم می تراود
عشق است و عاطفه
آنچه آرام و بی صدا بذرش را در دلم پاشیدی...!
می دانم .... می دانم .... می دانم که می خندی به عاشقانه های من اما بخند...!
بگذار سهم ساده من هم همین خنده های تو باشد...

http://babolonline.persiangig.com/image/Picture/love.swf |