چهارشنبه 7 تیر ماه سال 1385
چه ساده ...!

 

چه ساده

چه ساده یگانه شدیم

چه ساده دل و دینم را به دست تو دادم...!

بی آنکه دیده باشمت یا حتی

شنیدنی در کار باش

بی آنکه...!

نمیدانم

مانده ام از این همه دوری و این همه احساس

مانده ام از کجای این بی سو آمدی

دیگر هیچ نمیدانم

جز اینکه

هر چه از دلم می خروشد و از نگاهم می تراود

عشق است و عاطفه

آنچه آرام و بی صدا بذرش را در دلم پاشیدی...!

می دانم .... می دانم .... می دانم که می خندی به عاشقانه های من اما بخند...!

بگذار سهم ساده من هم همین خنده های تو باشد...

 

 

 

http://babolonline.persiangig.com/image/Picture/love.swf


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

menu

تیر 1387

ش

ی

د

س

چ

پ

ج

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31

 

 

 

 

آرشیو

بیاتابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم
و خاصیت عشق اینست
کسی نیست،
بیا
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
بیا
ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
بیا
آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا
با من بیکس تنها شده بمان
بیا
.......




شناسنامه کامل من...

counter

تعداد بازدیدکنندگان : 24630


LinK BoXes

c

power by


همه چی داره تو بگو چی نداره